به شب و پنجره بسپار كه برمي گردم
عشق را زنده نگهدار كه بر مي گردم
گفته بودي كه به شب چشم به راهم بودي
به همان ديده ي بيدار كه برمي گردم
دو سه روزي هم اگر چند تحمل سخت است
تكيه كن بر تن ديوار كه بر مي گردم
باران
باران
باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست
.
. . .
. .
سلام
سال نو مبارک
مشهد بودم
جای شما هم خالی
هوا خوب بود
خوب شروع و خوب تمام شد
سال خوبی داشته باشین
الماس شرق مشهد
باید ببینی تا بفهمی قشنگه

سال نو مبارک
هزار جهد بکردم که یار من باشی
مراد بخش دل بی قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردی
انیس خاطر امید وار من باشی
ازآن عقیق که خونین دلم ز عشوه او
اگر کنم گله ای غمگسار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در میانه خداوند گار من باشی
درآن چمن که بتان دست عاشقان گیرند
گرت ز دست بر آید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی
دمی انیس دل سوگوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر من
گرآهویی چو تو یکدم شکار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه من
اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
من این مراد ببینم به خود که نیمه شبی
بجای اشک روان در کنارمن باشی
من ار چه حافظ شهرم جوی نمی ارزم
مگر تو از کرم خویش یار من باشی
(حافظ)
آرزومند سالی خوب برای شما (حسام)
از دلربایی او بی خبر بودم تا بدانگاه که
لبخند ![]()
زد
(هرتلی کالریج)
ما دو تن مغرور
هر دو از هم دور
وای در من تاب دوری نیست
ای خیالت خاطرِمن را نوازشبار
بیش از این در من صبوری نیست
بی تو من تنهای ِ تنهایم
من به دیدار ِ تو می آیم ..
حمید مصدق
پرسیدم از گل سرخ در سینه ات چه داری
بر گونه های سرخت داغ غم که داری
خوش می تراود از تو عطر هوای مستی
من عاشق تو هستم تو عاشق که هستی؟
او با تبسمی گفت:ای یار دل شکسته
این شرم سرخ عشق است بر گونه ام نشسته
پرورده جانم از عشق در دامن بهاران
در هر نسیم عاشق دل داده ام فراوان
عیدتون مبارک
مبارک
چهارشنبه سوری بی خطر داشته باشی
(حسام)
من چه دارم که تو را در خور ؟ هیچ
من چه دارم که سزاوار تو ؟ هیچ
چه امید عبثی
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم
تو چه داری ؟ همه چیز
تو چه کم داری؟
هیچ